
مقاله اصول و کاربردهای رفتارشناسی گوسفند شامل تحلیل ویژگی های رفتاری این حیوان در زمینه های تغذیه پرورش و نگهداری، جفت گیری، رفتارهای اجتماعی و حواس آن می باشد.
مقدمه
در گوسفندان، ویژگی های رفتاری منحصر به فرد و قابل توجهی مشاهده می شود که ارتباط مستقیمی با بقا و تکثیر آنها در شرایط محیطی خاص دارند. پرورش دهندگان موفق گوسفند، به خوبی با مفاهیم رفتارشناسی این حیوانات آشنا هستند و از دانش موجود برای بهبود و ارتقاء مدیریت گله خود بهره می برند. رفتارشناسی حیوانات یا اتولوژی به مطالعه علمی رفتار جانوران و شناخت الگوهای رفتاری آن ها اطلاق می شود. این مقاله به بررسی جنبه های مختلف اتولوژی گوسفند، از جمله جفت گیری، عادات تغذیه ای و دوران بعد از تولد می پردازد.
اصول رفتار شناسی گوسفند
در سال های اخیر، رفتارشناسان اطلاعات بسیار ارزشمندی در خصوص رفتارشناسی گوسفند ارائه داده اند. این اطلاعات در ادامه به شرح و ارائه پیشنهادات مدیریتی مرتبط با رفتار گوسفند پرداخته می شود. مطالعه این موارد، دیدگاه های جدیدی برای پرورش دهندگان به همراه دارد. پیش از آنکه وارد مباحث مربوط به تحقیق رفتارشناسی کاربردی گوسفند شویم، نیاز است به چند اصل اساسی توجه کنیم. این اصول شامل تعاریف و شرحی مختصر از حالات و ویژگی هایی است که گوسفند به کمک آنها با محیط اطرافش تعامل می کند. آگاهی از این ویژگی ها به این دلیل حائز اهمیت است که به ما کمک می کند تا تفاوت های رفتاری گوسفند را با سایر حیوانات درک کنیم.
رفتار در حقیقت واکنش حیوان به محیط اطراف خود است. گوسفند اهلی در یک محیط نسبتا کنترل شده زندگی می کند و واکنش های ذاتی یا اکتسابی آن در این محیط تا حد زیادی قابل پیش بینی است. یکی از جنبه های مهم ماهیت گوسفند، رفتار آن است؛ بنابراین باید به این سؤال پاسخ دهیم که گوسفند چیست؟ یکی از معروف ترین رفتارشناسان، دکارد آرکیلگور، چنین تعریفی از گوسفند ارائه می دهد: گوسفند حیوانی بی دفاع، محتاط، پوشیده از پشم، بصری و نشخوارکننده است که زیستگاه اصلی آن در صحرا یا کوهستان بوده و به میزان کمی آب نیاز دارد. همچنین، گوسفند دارای زاد و ولد فصلی است و در مواقع خاصی از سال، ساختار زیرگروه های جدیدی تشکیل می دهد.
برخی دیگر بر جنبه های اجتماعی گوسفند تأکید دارند و اشاره می کنند که این حیوان به طور فطری تمایل دارد در گروه هایی به حداقل چهار یا پنج گوسفند زندگی کند و حتی در هنگام چرا، ارتباط بصری بین اعضای گروه برقرار می شود.
ویژگی ای که بیش از همه رفتار گوسفند را از سایر حیوانات متمایز می کند، تغذیه گیاهی یا همان نشخوارکنندگی آن است. به عنوان مثال، رفتار تغذیه ای گوسفند را با دیگر الگوهای تغذیه مانند گوشت خواری مقایسه کنید. حیوانات گوشتخوار وقت کمتری را برای تغذیه صرف می کنند، در حالی که گوسفند به طور معمول زمان بیشتری را به چرا و نشخوار اختصاص می دهد، اما در عوض زمان کمتری برای پیدا کردن غذا صرف می کند. در مقایسه با گوشتخواران که برای شکار و از پای درآوردن طعمه های خود نیازمند زمان و انرژی بیشتر هستند، گوسفند تنها به چرا می پردازد. در واقع، ویژگی هایی مانند این موجب تمایز گوسفند از جانوران گوشتخوار می شود. حیوانات گوشتخوار اغلب تهاجمی و فعال هستند، اما گوسفند موجودی منفعل است.
ساختار بدنی حیوانات گوشتخوار به گونه ای است که آن ها را برای شکار و کشتن دیگر حیوانات آماده می سازد، در حالی که گوسفند تنها برای چرا و تغذیه از گیاهان سازگاری دارد و هرگز قادر به شکار حیوانات گوشتخوار نیست.
رفتارشناسان به مدت زمان نشخوار گوسفند به عنوان ویژگی خاص آن اشاره می کنند. گوسفند ممکن است چندین ساعت از روز را به نشخوار اختصاص دهد که این امر نیازمند شرایط آرام و راحت است. استرس و فشار ناگهانی می تواند باعث توقف نشخوار گوسفند شود. در حین نشخوار، گوسفند معمولاً در وضعیتی آرام و خواب آلود قرار دارد. همچنین، چرا و نشخوار اغلب به صورت گروهی انجام می شود و این فعالیت ها با حرکات دیگری مانند تمیز کردن بدن همراه است. بودن در گروه و حضور در گله، میزان استرس را کاهش می دهد و احتمال بروز خطر را کمتر می کند. به طور کلی، نشخوار کردن به عنوان نوعی فعالیت ضد خستگی برای گوسفند عمل می کند.
حواس گوسفند
گوسفند و سایر حیوانات از حواس پنج گانه بینایی، بویایی، شنوایی، چشایی و لامسه بهره مند هستند. این حواس ابزار اصلی ارتباط و تعامل حیوانات با محیط اطرافشان به شمار می آیند. به طور کلی، حواس نه تنها به عنوان محرک های اولیه برای واکنش های رفتاری عمل می کنند، بلکه می توانند در تنظیم و تعدیل این واکنش ها نیز نقش مهمی ایفا کنند. اما ارزیابی حواس گوسفند کار پیچیده ای است، زیرا تفاوت های زیادی در ساختار آناتومیکی این حیوان نسبت به انسان وجود دارد که بر نحوه دیدن، احساس کردن، چشیدن، شنیدن و بوئیدن تأثیرگذار است.
با وجود این تفاوت ها، نباید درک حواس گوسفند را صرفاً به ارزیابی های آناتومیکی محدود کرد، زیرا ادراکات حیوانات به طور کامل از طریق ساختارهای فیزیکی آن ها قابل توضیح نیست. به عبارت دیگر، ما هنوز درک دقیقی از رابطه پیچیده میان آناتومی و احساسات واقعی گوسفند نداریم. بنابراین، هرچند ارزیابی جامع و کامل حواس گوسفند به ویژه در ابعاد روان شناختی و تجربی آن ممکن است دشوار باشد، اطلاعات موجود در این زمینه می تواند به طور قابل توجهی برای بهبود مدیریت و ارتقاء کیفیت پرورش گوسفند مفید واقع شود.
حس بینایی گوسفند
آیا تا به حال به طور مستقیم به چشم های یک گوسفند نگاه کرده اید؟ مردمک آن بسیار بزرگ است و شکل آن با مردمک چشم انسان تفاوت چشمگیری دارد؛ مردمک چشم گوسفند تقریباً مستطیل شکل است. این تفاوت در شکل مردمک، به ویژه در ترکیب با ساختار آناتومیکی دیگر بخش های چشم، به گوسفند این امکان را می دهد که به محدوده وسیع تری از محیط اطرافش اشراف داشته باشد. کره چشم گوسفند به سمت کناره های صورت کشیده شده است، که به او اجازه می دهد تا تقریباً در تمام اطراف خود دید داشته باشد. این ویژگی در حقیقت به طور ویژه ای با ساختار بدن گوسفند همخوانی دارد و آن را به یک حیوان طعمه ای تبدیل می کند.
در حیوانات شکارگری مانند سگ یا کایوت، چشم ها در جلوی سر قرار دارند و این ساختار باعث می شود که دید آن ها محدودتر باشد، با این حال، میدان دید هر دو چشم در این حیوانات بیشتر است که موجب توانایی تمرکز بالاتر در شکار می شود. بر خلاف این، گوسفند با کمی چرخاندن سر خود قادر است تقریباً تمامی نواحی اطرافش را زیر نظر بگیرد. این ویژگی به گوسفند کمک می کند تا تهدیدات احتمالی را به سرعت تشخیص داده و به طور طبیعی واکنش نشان دهد، که معمولاً فرار است.
اگرچه گوسفند قادر است دید وسیع تری داشته باشد، اما به دلیل شکل خاص مردمک و محل قرار گرفتن گیرنده های بصری در شبکیه، این ویژگی ها در شبکیه به گوسفند کمک می کنند تا دید جانبی بیشتری داشته باشد. این ویژگی می تواند در مواقعی که حیوان در معرض تهدید از مناطق خاصی قرار گیرد، مشکل ساز شود؛ برای مثال، گوسفند نمی تواند یک شکارچی را که در بالای سرش قرار دارد، مانند یک شکارچی که در لابه لای درختی پنهان است، به راحتی ببیند. این محدودیت دید به ویژه در حیواناتی مانند آهو هم صادق است.
اگرچه محدودیت های دید به نظر می رسد گوسفند را از مشاهده برخی تهدیدات دور کند، ولی می توان گفت که گوسفند به طور کلی به خوبی قادر به تشخیص محیط اطراف و یافتن چراگاه های مناسب است. تحقیقات انجام شده درباره قدرت تشخیص رنگ در چشم گوسفند نیز نشان داده اند که گوسفند دچار کوررنگی نیست، برخلاف تصورات گذشته که گوسفندان و دیگر دام ها به عنوان حیواناتی کوررنگ شناخته می شدند. در واقع، تمامی چهارپایان به ویژه گوسفند، دارای یاخته های مخروطی در چشم های خود هستند که به آن ها این امکان را می دهد که رنگ ها را تشخیص دهند. البته نحوه دیدن رنگ ها در گوسفند با انسان ها متفاوت است.