02191692679
ورود ثبت نام
تحقیق در مورد زندگی نامه استاد شهریار

تحقیق در مورد زندگی نامه استاد شهریار

WORD شناسه : 20978 تعداد صفحات : 17


35,000 تومان
اشتراک گذاری محصول
توضیحات محصول

به طور کلی، زندگی شهریار از طریق اشعارش بازگو می شود و هر نوع تفسیری که از این اشعار صورت گیرد، نزدیک به افسانه ای از زندگی او خواهد بود. در حقیقت، ممکن است از دست دادن این خاطرات به دنیای واقعیت، جذابیت آن ها را کاهش دهد.

اگرچه ممکن است نوشتن علل و دلایل پیدایش هر یک از اشعار شهریار به افزایش ارزش آن ها در نظر مردم کمک کند، اما باید در نظر داشت که شعر را نباید تنها به این تفسیرها محدود کرد. شهریار در زندگی خود یک عشق اولیه و آتشین داشته که خود آن را "عشق مجاز" می نامد. این عشق باعث شده تا در آتش آن تصفیه و گداخته شود. بسیاری از غزل های سوزناک او که عموم مردم آن ها را می پسندند، حاصل این دوره از زندگی است.

عشق مجازی که در قصیده ای همچون "زفاف شاعر" به اوج خود رسید، تبدیل به عشقی عرفانی و الهی شد. اما به گفته خود او، مدتی طول کشید تا این عشق به حالت سکرات بگذرد و در همان دوران، زیبایی طبیعت برای او همچنان به شکل ابتدایی اش تجلی می یافت و او همچنان به زبان اولی با آن سخن می گفت.

بعد از عشق اول، شهریار با همان دل سوخته و در آتش عشق به تمام مظاهر طبیعت عشق ورزید. در این دوره، مانند مولانا که دوستان خود را مظهر حسن ازل می دانست، شهریار نیز با دوستان هنرمند و با ذوق خود به عشق پرداخت. این دوستان بیشتر کسانی بودند که مخاطب شعر و انگیزه احساسی او می شدند. از جمله این دوستان می توان به مرحوم شهیار، استاد صبا، استاد نیما، فیروزکوهی، تفاضلی، سایه و برخی دیگر اشاره کرد.

شرح عشق طولانی و آتشین شهریار در غزل های ماه سفر کرده، توشه سفر، پروانه در آتش، غوغای غروب و بوی پیراهن مشروح است. زمان سختی این عشق در قصیده "پرتو پاینده" بیان شده است.

غزل های "یار قدیم"، "خمار شباب"، "ناله ناکامی"، "شاهد پنداری"، "شکرین پسته خاموش"، "توبمان" و "دگران"، "نالۀ نومیدی" و "غروب نیشابور" نیز به همین شکل به تصویر کشیده شده اند. شهریار در دیوان خود نیز از خاطرات این عشق با غزل ها و اشعار دیگری مانند "حالا چرا"، "دستم به دامانت" و غیره سخن گفته است که مطالعه این اشعار نشاط آور است.

عشق های عرفانی شهریار در غزل های "انتظار"، "جمع و تفریق"، "وحشی شکار"، "یوسف گمگشته"، "مسافرهامدان"، "حراج عشق"، "ساز صبا"، "نای شبان" و "اشک مریم"، "دو مرغ بهشتی"، و غزل های "ملال محبت"، "نسخه جادو"، "شاعر افسانه" و آثار دیگری قابل مشاهده است. برای اینکه به دنیای سینمایی عشق شهریار وارد شوید، کافی است که اشعارش را در صفحات دیوان مطالعه کنید و در نور دقیق چشم و روشنایی دل غرق شوید.

شهریار در بسیاری از اشعارش، محرومیت ها و ناکامی های خود را بیان کرده است. این ناکامی ها در غزل های "گهر فروش"، "ناکامی ها"، "جرس کاروان"، "ناله روح"، "مثنوی شعر"، "حکمت"، "زفاف شاعر" و "سرنوشت عشق" با زبان خود شاعر بیان شده و نیازی به توضیح بیشتر ندارد.

خاطرات تلخ و شیرین شهریار از دوران کودکی تا امروز، در آثارش چون "هذیان دل"، "حیدر بابا"، "مومیایی" و "افسانه شب" بازتاب یافته است. او روشن بین بوده و از ابتدا در مسیر رویا هدایت می شده است. دو خواب مهم که در دوران کودکی و جوانی دیده، به عنوان نمونه های معروف شناخته شده اند.

اولین خواب شهریار در سیزده سالگی رخ داده است، هنگامی که در راه تهران به همراه قافله ای از تبریز حرکت می کرد. در اولین منزل بین راه، در روستای باسمنج، خواب دید که بر کوه ها طبل بزرگی به صدا درآمده و صدای آن به گوشش می رسد. این خواب را می توان به شهرتی که بعداً پیدا کرد تعبیر کرد.

دومین خواب شهریار در ۱۹ سالگی رخ داد، زمانی که عشق اول او در پایان دوره خود بود. در این خواب، شهریار دید که در استخر بهشت آباد با معشوقه اش شنا می کند. به طور ناگهانی معشوقه به زیر آب رفت و شهریار نیز به دنبال او به زیر آب رفت، اما هرچه جستجو کرد، اثری از معشوقه پیدا نکرد. در قعر استخر سنگی به دستش افتاد که وقتی به سطح آب رسید، دید که آن سنگ، مرواریدی درخشان است که دنیا را چون آفتاب روشن می کند.

در اطراف او صدای کسانی می آمد که می گفتند "گوهری که شب چراغ را یافته است". این خواب نیز به معنای از دست دادن معشوقه در مدت کوتاه و تحولی عرفانی در بهشت آباد تعبیر شد که در اثر آن، شهریار به جواهری از عشق و عرفان دست یافت.

شعر خواندن شهریار شیوه خاصی دارد. هنگام خواندن اشعار، قافیه، ژست و آهنگ صدا با موضوع تغییر می کند. در موقعیت های حساس، بغض گلو را می گیرد و چشمانش پر از اشک می شود، که باعث می شود شنوندگان به شدت تحت تأثیر قرار گیرند.

شهریار در هنگام گفتن شعر آنچنان در تخیل و اندیشه خود غرق می شود که از موقعیت و حال خود بی خبر می شود. نمونه ای از این حالت را من خود شاهد بودم. روزی که شهریار به هیچ کس نمی پرداخت و در اتاقش تنها به تخیلات شاعری خود مشغول بود، به طور ناگهانی وارد شدم و دیدم که چشمانش بسته و دستانش را روی سرش گذاشته و با حالتی آشفته مرتباً به حضرت علی (ع) متوسل می شود.

وقتی او را تکان دادم و از حالش پرسیدم، با نفس عمیقی گفت که مرا از غرق شدن نجات داده ای. من از او پرسیدم که آیا دیوانه شده ای؟ شهریار کاغذی از مقابلش برداشت و اشعاری که در آن نوشته بود را به من داد. این اشعار جزو افسانه شب "سمفونی دریا" هستند.

شهریار تنها از الهام شعر می گوید. گاهی اوقات مدت ها می گذرد و هیچ شعری از او نمی آید، ولی زمانی که موهبت الهی بر او می بارد، اثری زیبا و مفصل خلق می کند. "تخت جمشید"، یکی از بزرگترین آثار شهریار، در مدت زمانی کوتاه و در دو یا سه جلسه آماده شد.

شهریار توکلی غیرقابل وصف دارد. از آغاز آشنایی ام با او، این حالت را در او مشاهده کرده ام. زمانی که به دلیل مشکلات عشقی از تحصیل در کلاس آخر پزشکی منصرف شده و هزینه های تحصیلش توسط پدرش قطع شد، گاهی در شرایط سختی قرار می گرفت. به من می گفت که باید برای امروز پولی تهیه کند و راه حلی بیابد.

جدیدترین محصولات

محصولات پیشنهادی


امتیاز و دیدگاه کاربران

ایمیل
رای شما با موفقیت ثبت شد.
5.0 / 5 . تعداد رای : 85