02191692679
ورود ثبت نام
مقاله در مورد مادی گرایی ماتریالیسم

مقاله در مورد مادی گرایی ماتریالیسم

WORD شناسه : 21036 تعداد صفحات : 53


35,000 تومان
اشتراک گذاری محصول
توضیحات محصول

این مقاله به بررسی مادی گرایی (ماتریالیسم) و علل گرایش به آن می پردازد. موضوعات شامل تعریف مادی گری، مقایسه آن با ایدآلیسم، تاریخچه و تاثیرات آن در فلسفه و فرهنگ است.

ماتریالیسم

موضوع بحث حاضر، علل گرایش به مادی گری (ماتریالیسم) است. در ابتدا، باید مادی گری را که موضوع بحث ما است، از نظر اصطلاح متداول فعلی تعریف کرده و حدود آن را مشخص نماییم، سپس وارد بحث خواهیم شد.

واژه "ماتریالیسم" کاربردهای مختلفی دارد که تمامی آنها در بحث کنونی ما، یعنی علل گرایش به مادی گری، نمی تواند مورد توجه قرار گیرد. به عنوان مثال، گاهی واژه مادی گری به معنای مکتب اعتقاد به اصالت ماده به کار می رود. در این معنا، ماده به عنوان یک امر اصیل و واقعی در جهان هستی در نظر گرفته می شود، نه به عنوان یک پدیده فرضی، ذهنی یا نمایشی که ساخته ذهن انسان است. در مقابل، ایدآلیسم ماده را به عنوان چیزی بی اساس و مخلوق ذهن بشر می داند. اگر مادی گری را به این معنی بپذیریم، باید تمامی الهیون، اعم از مسلمان یا غیرمسلمان، را مادی گرا بدانیم. زیرا آنان نیز ماده را به عنوان واقعیت، در چارچوب زمان و مکان، پدیده ای متغیر، تحول یافته، تکامل یافته، محسوس و ملموس می دانند. بنابراین، مادی گرایی به این معنا با مسائل مذهبی، از جمله خدا و توحید، هیچ تعارضی ندارد. بلکه عالم ماده و طبیعت به عنوان یک واحد کار و مصنوع، بهترین وسیله برای شناسایی خداوند است. اراده حکیمانه خداوند در همین تحولات مادی قابل کشف است. قرآن کریم پدیده های مادی را به عنوان آیات الهی معرفی می کند.

اما در معنای دیگری از مادی گری، این واژه به معنای انکار وجود ماوراء ماده است، یعنی مکتب انحصار که هستی و نظام وجود را محدود به ماده می داند. این مکتب جهان را در چهارچوب آنچه که در تغییر و تحول است و در بستر زمان و مکان واقع است، محصور می کند و هر آنچه که خارج از این چهارچوب مادی و محسوس است را منکر می شود و آن را معدوم و غیرواقعی می پندارد.

بحث اصلی ما حول علل گرایش به این مکتب انحصار است. چرا و چگونه برخی از انسان ها به این مکتب گرایش پیدا کرده اند؟ چگونه ممکن است که برخی از افراد به مکتب نفی بگرایند و به انکار خدا پرداخته و هر چیزی که فراتر از جهان مادی است را غیرواقعی و بی اعتبار بدانند؟

آیا انسان بالفطره ارهی است یا مادی؟

طرح این بحث به این کیفیت که علل گرایشهای مادی چیست؟ طبعاً نمودار اینست که ما مدعی هستیم انسان بالطبع نمی بایست گرایش مادی پیدا کند ، مادیگری یک جریان مخلفت طبیعت و فطرت انسان است . و چون بر خلاف اصل است باید به جستجوی عل آن پرداخت و از سببی که آن را بر خلاف اصل و قاعاده بوجود آورده کاوش نمود.

و بعبارت ساده تر:
اعتقاد بخدا حکم سالمت را دارد و گرایش مادی حکم بیماری را. هیچگاه از سر سلامت نباید پرسید ، زیرا سلامت بر بق مسیر و جریان طبیعی نظام خلقت است اما اگر دیدیم فردی یا جمعیتی بیمارند ، آنجا بیا دپرسید: چرا این افراد بیمار شدند؟ چه موجباتی سبب بیماری آنها شده است؟

این نظر ما درست برخلاف آنست که در کتب « ترایخ ادیان » معمولاً اظهار نظر میکنند. نوسیندگان آن کتب غاباً بدنبال این می گردند که چرا بشر گرایش دینی پیدا کرد؟

از نظر ما گرایش دینی نیازی به پرسش ندارد آن کشش فطرت است ، بلکه باید کاوش کرد که چرا بشر گرایش به بیدنینی پیدا کرد؟

فعلاً نمی خواهیم این بحث را دنبال کنیم که آیا دینی بودن یک امر طبیعت است و بی دینی امری غیر طبیعی و یا برعکس است؟ زیرا از نظر موضوع بحث اصلی ضرورتی نمی بینیم.

البته این مطلب را باید توجه داتش که مقصود این نیست که چون گرایش توححیدی یک گرایش فطری و طبیعی است ، آنگاه که در سطح تعقلات علمی و فلسفی طرح می شود هیچگونه سئوالی بوجود نمی آورد. خیر مقصود این نیست. این مسأله مانند هر مسأله دیگر هرچند مورد تذیید یک غریزه فطری باشد آنگاه که در سطح تعقل طرح می شود طبعاً سئوالات و اشکالات و شکوک و شبهاتی برای مبتدعی بوجود می آورد و راه حلهای لذت بخشی هم در همان سطح دارد.

علیهذا نمی خواهیم شکوک و شبهاتی که واقعاً برای افرادی پیش می اید نادیده بگیریم و یا آنها را ناشی از خبث طینت و سوء سریره آنها بدانیم. خیر ، چنین نیست. پیدایش شکوک و شبهات در این زمینه آنگاه که بشر می خواهد همه مسائل مربوط باین موضوع را حل کند یک امر طبیعی و عادی است و همین شکوک است که محرک بشر بسوی تحقیق بیشتر است.

و لهذا ما این نوع شکوک را که منجر به تحقیق بیشتر می شود مقدس می شماریم زیر مقدمه وصول به یقین و ایمان و اطمینان است. شک آنگاه بد است که بصورت وسواس درآید و آدمی را بخود سرگرم کند ، آنچنانکه می بینیم بعضی افراد از اینکه میت وانند در مسائل تردید کنند لذت می برند و آخری نمنزل سیر فکری خود را تردید و دودلی می دانند. این حالت ، حالت بسیار خطرناکی است ، بر خلاف حالت اول که مقدمه کمال است.

لهذا مکرر گفته ایم که شک ، گذرگاه خوب و لازمی است اما توقفگاه و سرمنزل بدی. بحث ما اکنون درباره افراد یاگ گروههائی است که شک را توقفگاه و آخرین منزل خویش ساختند. به عقیده ما ماتریالیسم هرچند خود را یک مکتب جزمی معرفی می کند ، ولی جزء مکاتب شک است. منطق قرآن نیز درباره اینها همین است. قرآن می گوید:

« حداکثر این است که دچار برخی شکوک و ظنون هسند ولی در عمل ، آنرا بصورت جزم و علم و یقین در می آورند ».

سابقه تاریخی

این طرز تفکر چیز تازه و جدیدی نیست. نباید پنداشت که پیدایش این طرز تفکر از نتایج تحولات علمی و صنعتی جدید است و در یکی دو قرن اخیر برای اولی نبار بوجود آمده است ، مانند بسیاری از نظریات علمی که در روانهای قبل نبود و سپس بشر بر آنها دست یافت. نه ، مسلماً گرایش مادی بشر پدیده مخصوص قرنهای اخیر نیست. بلکه از جمله افکار بسیار قدیمی است. در تاریخ فلسفه می خوانیم که بسیاری از فلاسفه یونان باستان ، قبل ا دوران سقراط و نهضت فلسفی او ، مادی بوده و ماوراء ماده را انکار می کردند.

در میان مردم جاهلیت مقارن زمان بعثت نیز گروهی چنین فکری داشتند و قرآن در مقام مبارزه با آنها برآمده ، سخنشان را نقل و انتقاد می کند:
و قالوا ماهی الا حیائنا الدنیا نموت و نحیا و مایهلکنا الا الدهرا

« وگفتند زندگی نیست جز همین زندگی دنیای ما ، میم میریم و زنده می شویم و نمی میراند ، ما را جز دست روزگار. »
این جمله که قرآن از مردمی نقل می کند ، هم انکار خدا را دربر دارد و هم انکار معاد را.

محصولات پیشنهادی


امتیاز و دیدگاه کاربران

ایمیل
رای شما با موفقیت ثبت شد.
5.0 / 5 . تعداد رای : 77